اختلالات جنسی
یکی از انگیزه های مهم آدمی انگیزه جنسی است که ارضای آن، نه تنها موجب لذت و شادمانی، بلکه موجب تداوم نسل بشر است. اما روان پزشکان DSM – IV در این رابطه اختلال هایی را یادآور شده اند که در زیر به اختصار به شرح هریک از آنها می پردازیم :
دگرجنسیتی
این اختلال را، که فرد مذکر یا مؤنث از موجودیت جنسی خود ناراضی است و می خواهد به جنس دیگر تبدیل شود، دگرجنسیتی نامیده اند. اختلال دگرجنسیتی از زمان کودکی مایه می گیرد، و غالباً در نوجوانی به حال طبیعی باز می گردد. اما بعضی از اختلال های دگرجنسیتی حالت حاد پیدا می کنند و برای همیشه در فرد باقی می مانند.
دگرجنسیتی در مردها بیشتر از زن هاست. در واقع، در این اختلال فرد از جنسیت کالبدی خود، یعنی مرد یا زن بودن خود ناراضی است و اشتیاق فراوان دارد که عضوی از گروه جنسی دیگر باشد. این اختلال کمیاب در مردها یک در سی هزار و در زن ها یک درصد هزار است و تنها درمان آن جراحی و تغییر جنسیت است.
با تزریق هورمون های خاص مردان و زنان می توان تا حدودی ویژگی های ثانوی را در آنان ایجاد کرد.
فراجنسی
کشش فراجنسی یا پارافیلیا به "عشق فراتر از حد معمول" گفته می شود که برای بیشتر مردم مهومی ناآشناست. افرادی که به کشش های فراجنسی گرفتارند از جانوران، اشیاء، موقعیت ها و حالت های خاصی برانگیختگی جنسی پیدا می کنند. بیشتر این گونه افراد از جنس مذکرند که به کبوتر ، سگ و گربه و مانند اینها عشق می ورزند.
یادگار پرستی یا فتیشیزم یکی دیگر از شاخه های کشش فراجنسی است و آن عبارت از یک گرایش نابهنجار و بیمارگونه ای است که افراد یک قبیله یا یک جامعه نسبت به چیزی پیدا می کنند و از آن برانگیختگی و لذت جنسی حاصل می کنند، مانند زیرپوش ها، دستکش و حتی کفش و کلاه جنس مخالف.
مازوخیسم یا آزارطلبی، یکی دیگر از انواع اختلال های جنسی است. در این نابهنجاری جنسی فرد از آزار دیدن، مانند کتک خوردن، تحقیر و سرزنش شدن، یا به هر طریق ممکن دیگری که با آزار همراه باشد، لذت می برد.
سادیسم یا دیگر آزاری ضد مازوخیسم است. فرد در این نابهنجاری جنسی از آزار و شکنجه کردن طرف مقابل لذت می برد و حتی از جاری شدن خون از بدن و گلوی طرف و دست و پا زدن و جا دادن او به اوج لذت جنسی می رسد.
پژوهشگران روان پویایی یا روان کاوی نابهنجاری جنسی را معلول تجربه های نخستین دوره کودکی می دانند، یا آنکه در مواردی آن را وسیله انگیزشی کم دردسرتری از برخورد مستقیم با جنس مخالف دانسته اند. روان شناسان رفتارگرا برعکس معتقدند که در بیشتر یادگارها یا محرک های عشق برانگیز بسیاری از نابهنجاری های جنسی از طریق شرطی شدن کلاسیک پدید می آیند، زیرا حضور همزمان شیء یادگاری ( بت ) با یک امر لذت بخش همراه است و بعدها به صورت شرطی بازتابی فرد نمایان می گردد.