تبليغاتX
وبلاگ تخصصی روان شناسی

وبلاگ تخصصی روان شناسی
 
 

     تسليت   

 

با كمال تأسف و تاثر، درگذشت جان گداز چهره ماندگار روان شناسي ، خانم دكتر پريرخ دادستان را خدمت جامعه علمی روان شناسی تسليت عرض مي نماييم.

 

 مراسم تشییع این بانوی فرهیخته ساعت 10 فردا (23 آبان) 
و مجلس ترحیم نیز سه شنبه (25 آبان) از ساعت 13:30 تا 15 در مسجدالرضا ، میدان نیلوفر، خیابان خرمشهر  برگزار مي گردد.
 


دانشجويان دانشكدة روان شناسي و علوم تربيتي

 


نوشته شده در تاريخ شنبه 1389/08/22 توسط الهام عونی

 

نارسيسيزم ناسالم در ايران و آمريکا

نيما قرباني ( دانشكاه تهران )

جي واتسن ( دانشكاه تنسي )

 چکيده :

نارسيسيزم يک ساختار شخصيتي است که بر مبناي فرضيه پيوستاري طيفي است  از نارسيسيزم ناسالم شروع مي شود و به نارسيسيزم سالم و در نهايت ارزشي خود منتهي مي شود. يافته هاي گذشته با پرسشنامه شخصيتي نارسيستيک در نمونه هاي ايراني حکايت از همساني دروني پايين اين مقياس کرده اند. در اين پژوهش، نارسيسيزم با استفاده از مقياس مارگوليس و توماس (1980) به صورت بين فرهنگي و با هدف بررسي تطبيقي ماهيت و عوامل فرهنگي مؤثر در آن بررسي شد. يافته ها نشان داده اند نخست، اين مقياس تنها عوامل آسيب شناختي نارسيسيزم را مي سنجد . دوم، نارسيسيزم ناسالم داراي ساختار متفاوتي در دو جامعه ايران و آمريکا است. و سوم، فردگرايي در شکل دهي نارسيسيزم ناسالم در آمريکا، و نه در ايران مؤثر است، اما جمع گرايي در هر دو فرهنگ در کاهش نارسيسيزم ناسالم مؤثر است. در عين حال، ايرانيان نمرات بالاتري در نارسيسيزم ناسالم کسب کرده اند. يافته ها حکايت از ضرورت نظريه پردازي در خصوص عوامل و ماهيت متفاوت نارسيسيزم در فرهنگ ايران به نسبت غرب مي کند.

آدرس: بزرگراه شهيد چمران- خيابان جلال آل احمد- روبروي کوي نصر- دانشکده روانشناسي و علوم تربيتي

 

Pathological Narcissism in Iran and the United States

( Nima Ghorbani ( University of Tehran

(P. J. Watson ( University of Tennessee at Chattanooga

Abstract :

According to the Continuum Hypothesis, narcissism is a personality construct relevant to a dimension of psychological functioning that ranges from pathological narcissism, to healthy narcissism, and finally to healthy self-esteem. This possibility first appeared in studies examining factors from the Narcissistic Personality Inventory (NPI) in American samples. Unpublished previous studies revealed the NPI to have low internal consistency in Iranian samples. In this study, narcissism was investigated cross-culturally in Iran and in the United States using the Marglois-Thomas (1980) Narcissism Scale. The results revealed that in both samples, all observed factors appeared to be pathological. Pathological narcissism was defined by different specific factors in the two societies. In correlations with other variables, individualism predicted greater pathological narcissism in the US, and not in Iran. Collectivism was associated with lower narcissism in both cultures. Iranians scored higher on pathological narcissism with Americans being higher on individualism; although, such contrasts must be interpreted cautiously because these scales may not be measuring exactly the same thing in the two societies. These findings suggest that different theories may need to be developed for explaining the nature and causes of narcissism in Iran in comparison to the West.

 


نوشته شده در تاريخ شنبه 1389/06/27 توسط الهام عونی
 

شخصیت از دیدگاه اریکسون

اریک اریکسون، یکی از روان‌کاوانی است که معمولا به روان‌شناس خود (Ego-psychologist ) معروف‌اند. روان‌شناسان خود، برای فعالیت و کارکرد "ایگو" که در فارسی به "خود" ترجمه شده است، اهمیت زیادتری قایلند. اریکسون نیز مانند دیگر روان‌شناسان خود، توجه خویش را به فعالیت ایگو معطوف ساخت و برای "نهاد" و "فرامن" اهمیت کمتری قایل بود.

اریکسون که به شیوه فرویدی آموزش دیده بود، رویکردی را در شخصیت گسترش داد که به طور قابل ملاحظه‌ای گسترده‌تر از رویکرد فروید بود، ضمن اینکه قسمت اعظمی از هسته اندیشه فروید را حفظ کرد.

فعالیت‌هایی که اریکسون در گسترش نظریه فروید انجام داد، اساسا سه وجه دارد. نخست، او تا اندازه زیادی مراحل رشد فروید را بسط داد. در حالی که فروید بر دوران کودکی تاکید می‌کرد و معتقد بود که شخصیت تا سن 5 سالگی و یا حدود آن به طور کامل شکل می‌گیرد، اریکسون معتقد بود که رشد شخصیت در طول زندگی، از طریق مجموعه‌ای از هشت مرحله رشدی ادامه می‌یابد. هر کدام از این مراحل، از طفولیت تا پیری، حاوی یک بحران است که باید حل شود. در هر مرحله، یک تعارض وجود دارد که حول یک نحوه رویارویی سازگارانه یا ناسازگارانه با مشکلات آن دوره، تمرکز یافته است. شکست در یک مرحله می‌تواند به فشار روانی و اضطراب در همان مرحله و رشد کند در مرحله بعد منجر شود.

دومین تغییری که اریکسون در نظریه فروید به عمل آورد، تاکید بیشتر بر "خود" در مقایسه با "نهاد" بود. در دیدگاه اریکسون، خود، بخش مستقلی از شخصیت است و به واسطه نهاد و یا تحت تسلط آن نیست. علاوه بر این، خود نه تنها به وسیله والدین(همان‌طور که فروید معتقد بود)، بلکه به وسیله محیط اجتماعی و تاریخی فرد تحت تاثیر قرار می‌گیرد.

سومین اصل بسط‌ یافته فرویدی، اعتقاد اریکسون به تاثیر فرهنگ، اجتماع و تاریخ بر شکل‌گیری کل شخصیت بود. انسان‌ها به طور کامل، تحت تاثیر نیروهای زیست‌شناختی که در دوران کودکی فعال هستند، قرار نمی‌گیرند.

اریکسون می‌گفت، فروید از اهمیت تجارب کودکی در جریان پرورش و روابط اجتماعی و نیز عوامل فرهنگی موثر بر رشد "خود" غافل مانده و به آن کم‌توجهی کرده است. او پاسخگویی صحیح به مشکلات حاصل از تعاملات اجتماعی کودک را ضامن رشد روانی آینده کودک می‌دانست و معتقد بود شکست در تعاملات اجتماعی، در هر مرحله یا دوره‌ای از رشد، از مهمترین موانع به شمار می‌رود.

برای دیدن ادامه مطالب بر روی لینک ادامه مطلب کلیک نمایید



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1389/06/18 توسط الهام عونی
 

تازه های کتاب  

راهنماي جامع نظري و عملي در اختلال استرس پس از ضربه  PTSD

 

 نويسندگان:  دكتر سيدعلی احمدی ابهری و  ...؛ تحت نظارت دكتر احمدعلي نوربالا؛                                    گردآوری:  جعفر ميرزايی و دكتر غلامرضا كرمی؛ سال انتشار:  1388؛  ناشر:  پژوهشكده مهندسی  و علوم پزشكي جانبازان . 

 

 كتاب شامل چهار بخش و سی و پنج فصل است :

 

بخش اول:  كليات و مبانی نظری در اختلال استرس پس از ضربه PTSD

بخش دوم:  مبانی نظری، زيستی ، عصب -  روانشناختی، ارزيابی و تشخيص  PTSD

بخش سوم : مداخلات روانی – اجتماعی درمان هاي روانشناختی و روانپزشكی

بخش چهارم : مسايل فرهنگی، اجتماعی، حقوقی و قانونی

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1389/05/25 توسط الهام عونی
 

اختلالات جنسی

 

یکی از انگیزه های مهم آدمی انگیزه جنسی است که ارضای آن، نه تنها موجب لذت و شادمانی، بلکه موجب تداوم نسل بشر است. اما روان پزشکان DSM – IV  در این رابطه اختلال هایی را یادآور شده اند که در زیر به اختصار به شرح هریک از آنها می پردازیم :

 

دگرجنسیتی

این اختلال را، که فرد مذکر یا مؤنث از موجودیت جنسی خود ناراضی است و می خواهد به جنس دیگر تبدیل شود، دگرجنسیتی نامیده اند. اختلال دگرجنسیتی از زمان کودکی مایه می گیرد، و غالباً در نوجوانی به حال طبیعی باز می گردد. اما بعضی از اختلال های دگرجنسیتی حالت حاد پیدا می کنند و برای همیشه در فرد باقی می مانند.

دگرجنسیتی در مردها بیشتر از زن هاست. در واقع، در این اختلال فرد از جنسیت کالبدی خود، یعنی مرد یا زن بودن خود ناراضی است و اشتیاق فراوان دارد که عضوی از گروه جنسی دیگر باشد. این اختلال کمیاب در مردها یک در سی هزار و در زن ها یک درصد هزار است و تنها درمان آن جراحی و تغییر جنسیت است.

با تزریق هورمون های خاص مردان و زنان می توان تا حدودی ویژگی های ثانوی را در آنان ایجاد کرد.

 

فراجنسی

کشش فراجنسی یا پارافیلیا به "عشق فراتر از حد معمول" گفته می شود که برای بیشتر مردم مهومی ناآشناست. افرادی که به کشش های فراجنسی گرفتارند از جانوران، اشیاء، موقعیت ها و حالت های خاصی برانگیختگی جنسی پیدا می کنند. بیشتر این گونه افراد از جنس مذکرند که به کبوتر ، سگ و گربه و مانند اینها عشق می ورزند.

یادگار پرستی یا فتیشیزم یکی دیگر از شاخه های کشش فراجنسی است و آن عبارت از یک گرایش نابهنجار و بیمارگونه ای است که افراد یک قبیله یا یک جامعه نسبت به چیزی پیدا می کنند و از آن برانگیختگی و لذت جنسی حاصل می کنند، مانند زیرپوش ها، دستکش و حتی کفش و کلاه جنس مخالف.

مازوخیسم یا آزارطلبی، یکی دیگر از انواع اختلال های جنسی است. در این نابهنجاری جنسی فرد از آزار دیدن، مانند کتک خوردن، تحقیر و سرزنش شدن، یا به هر طریق ممکن دیگری که با آزار همراه باشد، لذت می برد.

سادیسم یا دیگر آزاری ضد مازوخیسم است. فرد در این نابهنجاری جنسی از آزار و شکنجه کردن طرف مقابل لذت می برد و حتی از جاری شدن خون از بدن و گلوی طرف و دست و پا زدن و جا دادن او به اوج لذت جنسی می رسد.  

پژوهشگران روان پویایی یا روان کاوی نابهنجاری جنسی را معلول تجربه های نخستین دوره کودکی می دانند، یا آنکه در مواردی آن را وسیله انگیزشی کم دردسرتری از برخورد مستقیم با جنس مخالف دانسته اند. روان شناسان رفتارگرا برعکس معتقدند که در بیشتر یادگارها یا محرک های عشق برانگیز بسیاری از نابهنجاری های جنسی از طریق شرطی شدن کلاسیک پدید می آیند، زیرا حضور همزمان شیء یادگاری ( بت ) با یک امر لذت بخش همراه است و بعدها به صورت شرطی بازتابی فرد نمایان می گردد.

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1389/05/25 توسط الهام عونی

 

ساختار شخصیت از دیدگاه کارل یونگ

 

کارل یونگ یکی از برجسته‌ترین روانشناسان مکتب روان تحلیل‌گری است که با ایجاد ”روان‌شناسی تحلیلی“ و تألیف آثار متعدد در این زمینه نام خود را برای همیشه در تاریخ روانشناسی ماندگار کرده است. او در دهکده کوچکی در شمال سوئیس متولد شد، در خانواده‌ای پرورش یافت که به‌خاطر ویژگی‌های خاص والدینش نمی‌توانست به آن‌ها اطمینان کند ”پدرش کشیشی ایمان باخته و مادرش از اختلال‌های هیجانی رنج می‌برد“.

او در سال ۱۹۰۰ در رشته پزشکی فارغ ‌التحصیل شد و به پژوهش و دریس در روانپزشکی پرداخت. هنگامی که یونگ ۳۸ ساله بود، دوره‌ای از آشفتگی‌های شدید هیجانی را تجربه کرد که سه سال ادامه داشت و در تمام این مدت تصور می‌کرد که در حال دیوانه شدن است، اما او تنش‌های هیجانی خود را به وسیله برخورد با ذهن ناهشیارش حل می‌کرد. این بحران هیجانی یونگ دوره‌ای از خلاقیت بی‌کران او بود و منجر به تدوین نظریه شخصیتی‌اش شد. او ریشه مشکلات روانی را عدم رویاروئی با ناهشیاری می‌دانست و می‌گفت: ”ما بیش از اندازه تک بعدی شده‌ایم، بر هشیاری تأکید می‌کنیم به بهای از دست دادن ناهشیاریمان“.

لطفا برای دیدن ادامه مطلب بر روی لینک ادامه مطلب کلیک نمایید



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1389/04/28 توسط الهام عونی
 

  تازه های کتاب

 چالش هاي شناخت درماني   

 

     

                نويسندگان:  آرون بك، رابرت ليهي، جوديت بك، آرتورفريمن مك گلو هوسكي ،استفان هالند ، رويا جلالي و مك گلوسكي ؛ مترجم : دكتر حسن حميدپور؛ سال انتشار 1388: ؛ ناشر:  انتشارات ارجمند و نسل فردا.

 

  در پشت جلد اين كتاب مي خوانيم :

آيا تا به حال شنيده ايد يا خوانده ايد: شناخت درمانگران به هيجان هاي مراجعان كاري ندارند، در شناخت درماني تنها به كاهش علايم حاد بيماري پرداخته مي شود، شناخت درماني بسيار سطحي و مكانيكي است ، در شناخت درماني به ساختار شخصيتي مراجع اهميت داده نمي شود، مفهوم مقاومت در شناخت درماني جايگاهي ندارد و ... آيا به راستي چنين گمانه زني هايي از اعتبار علمي برخوردارند؟

آيا چنين حدس هايي، پشتوانه تجربي و نظري دارند، چقدر مي توان به اين حرفها اعتماد كرد؟ بهتر نيست آب را از چشمه بنوشيم و براي پاسخگويي به اين سئوالها به سرغ آرون بك، رابرت ليهي، جوديت بك و آرتورفريمن برويم. صاحبنظران حوزهي شناختي با توجه به مباني نظري و پشتوانهي تجربي به اين سئوالها در كتاب حاضر جواب داده اند.

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1389/03/16 توسط الهام عونی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگ